ساعت توسط غريب آشنا | 
شهر من،رو به زوال است توباید باشی

دل من زیر سوال است تو باید باشی

فال حافظ زدم آن رند غزل خوان میگفت

زندگی بی تو محال است تو باید باشی
مشخصات
غريب آشنا نازنینا گر طبیبی بنده بیمار توام

با دلی پر آرزو مشتاق دیدار توام

گر بگویی جای پایت روی چشمان من است

چشمها سهل است ، من با جان خریدار توام